سلام.سلامی با اندوه فراوان و با هزار غم و غصه.غصه ای که نمی دونم از کجا اومده و شادیی که
نمی دونم به کجا رفته!!
تو زندگی کم ندارم.مامان و بابامو خیــــــــــــــــلی دوست دارم اما...
از زندگیم متنفرم.خسته کنندس!دله آدم می گیره از این زندگی....
من هیچ دوستی ندارم و متاسفانه یه نفرم تو کلاسمونه که خیلی دوسش دارم و اون
محل سگم بهم نمیذاره .
من یه دختر تنهام.یه دختری که هیچ دوستی نداره و کسی بهش اعتماد نداره!
تا حالا کسی همدمم نبوده و منم همدم کسی نبودم!
همیشه تو دلم عاجزانه ، بلند آه می کشم ولی کسی نمی شنوه!
از تنهایی خسته شدم.خدای من خلاصم کن...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 14:2 توسط poisen eyes |
| ||||||