تبليغاتX
مرگ یا زندگی؟؟ - چراغی در افق

مرگ یا زندگی؟؟

هر کجا که هستم باشم , آسمان مال من است

 

 

به پیش روی من , تا چشم کار می کند  ,دریاست.

 

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست.

 

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

 

غمم دریا , دلم تنهاست,

 

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست.

 

خروش موج با من می کند نجوا :

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...

 

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

 

زپا این بند خونین بر کنم نیست

 

امید آنکه جان خسته ام را

 

به آن نادیده ساحل افکنم نیست.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:40 توسط poisen eyes |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

عشق خودش خواهد آمد.نمی توان از
آن فرار کرد.عشق خودش آهسته آهسته
و در گوشه ای می آید و در گوشه ای از
قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشیند
و تو متوجه اش نخواهی بود و بعد ذره
ذره قلبت را پر می کند کم کم مثل ساقه
مهر گیاه درتمام جانت می پیچد و ریشه
می دواند، به طوری که بی آن نمی توانی
تنفس کنی.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1387

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


آرشیو موضوعی

دل نوشته هام
شعر های قشنگ
شادی
داستان عاشقانه
عاشقانه ها


پیوندها

پاتوق بروبکس باحال
و اینک آخر دنیا
The first Richie's persian source
دل نوشته های آرش دلدار
قلب تپنده فوتبال
حیاط خلوت
ع ش ق
†دختری از جنس مرگ †
night skin
ღحیاط خلوتღ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin