دیروز خونه ی نیلوفر اینا ، همسایه پایینی هامون که معمولا یواشکی و همراه با تلفن بیسیمی اونجا
میرم ، (
) ! رفتیم تو نت.بعد همین جوری گفتم برو تو سایته تیزهوشان.یهو دیدیم جوابا اومده.
من داشتم سکته رو می زدم.واقعا بد بود.رفتم بالا و زنگ زدم به نیلو گفت قبول شدی دوباره رفتم پایین.
خیلی روزه خوبی بود.دوست نیلو ، شعف هم اونجا بود و خلاصه حسابی خوش حالــــــــــــــــی
کردم.
خدا جونم مرسی ، مرســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی![]()
![]()
نظر یادتون نره.میسی دوستای گلم.بای![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:2 توسط poisen eyes |
| ||||||